السلام علیک یا امیرالمومنین(ع)
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)
|
السلام علیک یا امیرالمومنین(ع) السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در جمعه 1386/06/30 و ساعت
7:8 بعد از ظهر |
همیشه میگن مرگ برای بقیه هستش...
این حرفی بود که توی تاکسی یکی از مسافرین زد... زمانی که شلوغی میدان فاطمی رو دید از من پرسی "اینجا چه خبر بود؟" من هم گفتم پدر وزیر کشور فوت کرده... خنده ای کرد و گفت همیشه میگن مرگ برای بقیه هستش ولی نمیدونن اون دنیا ..... دیگه وارد بحث سیاسی نمیشم... خیلی از مردم فکر میکنن روحانیت دشمن مردمه... برای همین از فوت شدن بستگان یک روحانی هم خوشحال میشن... متاسفم که این ذهنیت در جامعه نفوذ داره.... البته به زودی تموم میشه....
میتونید عکسهای این مراسم رو دراینجا و اینجا ببینید... یاعلی... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در چهارشنبه 1386/06/28 و ساعت
9:6 بعد از ظهر |
روزها میگذرد... حادثه ها می آید... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1386/06/25 و ساعت
1:8 قبل از ظهر |
سلام
امروز نماز جمعه به امامت رهبر انقلاب اقامه شد...
برای دیدن ادامه عکسها اینجا کلیک کنید. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1386/06/24 و ساعت
1:35 قبل از ظهر |
امروز مرغ عشق های من بعد از کلی سعی و تلاش در امر بچه دار شدن توانستند تخم گذاری کنند.
یعنی از چند روز دیگه واقعا پدر و مادر میشن... البته واقعا زحمت کشیدن... چند روز واقعا نمیذاشتن من بخوابم... از بس که جیغ میزدن... معلوم نبود چیکار میکنن... وبلاخره خب موفق شدن... این هم یکی از عکسها از تلاش بی وقفشونه که قابل نمایشه...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1386/06/24 و ساعت
1:27 قبل از ظهر |
برای دیدن ادامه عکسها اینجا کلیک کنید. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در پنجشنبه 1386/06/22 و ساعت
3:36 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1386/06/19 و ساعت
1:58 قبل از ظهر |
سلام...
بلاخره بعد از کلی این در و اون در زدن تونستم یه کلکه خوبی بزنم تا بتونم عکس آپلود کنم... عکسها رو ببینید... البته تمامشون عکسهای یادگاری هستش که با بچه های گروه گرفتم... باید بگم که مثل غربتی ها اونجا عکس یادگاری می انداختیم... خب چیکار کنیم کربلا ندیده بودیم... اولین عکس رو از آخرین عکسها انتخاب کردم که توی کربلا گرفتم...
مرز مهران که مشخصه تازه داریم حرکت میکنیم رفقا از چپ به راست:آقای یادگاری-فرزاد جان محمدی-خودم-نقی بهمنی که همگی از بچه های با صفا و خوش سفر بودند. بعد از اتمام کار تصویر برداری کارگردان یعنی نقی به همراه تصویربردار یعنی فرزاد جلوی حرم حضرت علی(ع)ایستادند تا دوربینم لحظه شادیشون روثبت کنه این نقی خان بهمنی که خیلی با صفاست عاشق عکسهای با حس و جون داره برای همین بای بای میکنه اینجا بود که فقط دنبال یه جایی میگشتیم تا عکس بگیریم آقای یادگاری هم یا سیمش به خدا وصل بود یا به منزل ما که بخیل نیستیم ولی روم به دیوار نمیدونم این عکس رو دیگه چی بگم ظاهرا چهار سال پیش هم آقای یادگاری عراق بوده من و فرزاد آخر شب بالای بام یکی از هتلها بعد از تصویربرداری و عکاسی نشستیم و شاتر تپید امیدوارم که فرزاد و نقی و آقای یادگاری از عکسها خوششون بیاد یاعلی...
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در چهارشنبه 1386/06/07 و ساعت
1:6 قبل از ظهر |
سلام
من برگشتم... به یاد همه دوستان بودم... فعلا... یاعلی. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1386/06/06 و ساعت
1:56 بعد از ظهر |
|
|