ولایت علی ابن ابی طالب حصنی
فمن دخل حصنی امن من عذابی
عید سعید غدیر
عید ولایت وامامت
بر شیعیان مبارک
|
ولایت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی عید سعید غدیر عید ولایت وامامت بر شیعیان مبارک + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در سه شنبه 1384/10/27 و ساعت
6:56 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در جمعه 1384/10/23 و ساعت
4:12 بعد از ظهر |
بابک برزویه یاد ولایت میکند... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در جمعه 1384/10/23 و ساعت
4:5 بعد از ظهر |
شوراي ارزشيابي هنرمندان كشور نشان درجه يك هنري - دكتري عكاسي - را به اميرعلي جواديان درنظر گرفت. به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين نشان بنا به پيشنهاد كميته تخصصي عكاسي _ بهتاريخ ٢٩/١٠/١٣٨٣ _ و با تاييد نمايندگان وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري، سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و يكي از نمايندگان جامعه هنر به اميرعلي جواديان عكاس و مدرس دانشگاه تعلق گرفت. اميرعلي جواديان متولد ١٣٣٦ در سال ١٣٦٨ از دانشگاه هنرهاي زيباي تهران در رشته عكاسي فارغالتحصيل شد. وي كه كار عكاسي را در سال ١٣٨٥ در حوزه انديشه و هنر اسلامي _ حوزه هنري _ آغاز كرده بود، در سال ١٣٦٠ بهعنوان عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) به جبهههاي جنگ عازم شد، در همين سال به عنوان عكاس برتر جنگ نيز انتخاب شد. جواديان تا سال ١٣٦٥ در بيشتر عملياتهاي جنگ حضور مستمر داشت. مهمترين آثار جنگ وي به فتح خرمشهر و عمليات رمضان مربوط است كه رزمندگان ايراني تا پشت دروازههاي بصره پيشروي كردند. آثار دفاع مقدس وي توانست هفت عنوان مقامهاي اول جشنوارههاي عكاسي جنگ را در سالاي ٦٣،٦٥،٦٧،٦٩،١٣٨٠،٧١،٧٩ بهدست آورد. او پس از بازگشت از جنگ به دانشگاه رفت و مدت ١٥ سال در دانشكدههاي مختلف هنري به تدريس دروس مختلف عكاسي پرداخت. وي همچنين به مدت دو سال مديريت گروه عكاسي دانشگاه آزاد تهران را بر عهده داشت. در اين ١٥ سال علاوه بر تدريس در بيش از ٥٠ پاياننامه دانشگاهي استاد راهنما بوده است. آثار جواديان در بيش از ٦٠ كشور دنيا به نمايش گذاشته شدهاند. نمايشگاههاي فرانسه، آلمان، الجزاير، تركمنستان، ازبكستان، جمهوري آذربايجان از آن جملهاند. او همچنين به دريافت جوايز بينالمللي يونسكو از كشورهاي ژاپن، شوروي سابق، سوريه، چين موفق شده است. اميرعلي جواديان _ نايب رييس انجمن عكاسان بحران _ از معدود عكاسان جنگ است كه در زمينههاي مختلف نيز عكاسي ميكند. او پس از جنگ به سراغ طبيعت رفت، عكاس جنگ و صلح تا كنون بيش از ٤٠ هزار فريم از طبيعت ايران و جهان عكس دارد. از مجموعه عكسهاي درخشان پس از جنگ وي به آبشارها و عروسيهاي سنتي نقاط مختلف و معماري سنتي و اقليتهاي مذهبي و... در ايران ميتوان اشاره كرد. او كه از موسسان انجمنهاي عكاسي ايران، انقلاب و دفاع مقدس، عكاسان بحران و انجمن دوستي ايران و كرواسي است، تاكنون ١٠ عنوان كتاب از مجموعه عكسهايش به چاپ رسيده است. كتابهاي "ايران، يك رودخانه يك پنجره يك قلب"، "طبيعت و عروسيهاي سنتي ايران "( در دست چاپ)، "قاليچههاي دفينه، تعليم و تربيت در ايران"، و... نيز از آن جملهاند. وي در شاخههاي مختلف عكاسي عنوانهاي متعددي را بهدست آورده كه ميتوان به مقامهاي اول سه دوره نمايشگاه سالانه عكس ايران در موزه هنرهاي معاصر تهران، جشنوارههاي تعليم و تربيت در سال ١٣٦٦، جشنواره عكاسي گل و گياه ١٣٧١، جشنواره عكاسي عاشورا ١٣٨٣ و ... اشاره كرد. علاوه بر موضوعهاي مستند اجتماعي و طبيعت، جواديان در زمينه عكاسي صنعتي و تبليغاتي نيز فعاليت مستمر دارد. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1384/10/19 و ساعت
5:27 بعد از ظهر |
سلام من نمیدونم چرا عکسهایی که جدید گذاشته بودم دیگه باز نمی شد... برای همین مجبود شدم حذفشون کنم.. امیدوارم دفعه بعد که عکسها رو میگذارم دیگه اینجوری حالم گرفته نشه... از همه متشکرم
+ نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/10/18 و ساعت
6:49 بعد از ظهر |
سلام
امروز روز خوبی بود به جایی رفتم که تا بحال نرفته بودم از اونجا که اومدم... بعد چند هفته سعادت پیدا کردم... تا بادوستم ناصر که برای آموزش خدمت چند روزی تهران هست برم زیارت... زیارتی که معادل زیارت اباعبدا... ثواب داره... خیلی لذت بخشه... من که خیلی لذت بردم... واما... دوستان عکسهای امروز رو تا هفته آینده انشاا... میگذارم توی وبلاگ. منتظر قدوم سبز تک تک شما عزیزان هستم... به یاری خدا امیدوار... سبز باشید وآرام. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در جمعه 1384/10/16 و ساعت
0:41 قبل از ظهر |
سلام
بعضی از عکسها منو بدجوری هوایی میکنه... مخصوصا عکسهای قزوین که برای من تک تکشون کلی خاطره هستند... خیلی سخته... شاید شما متوجه بشید چی میگم... برای من دیدن عکسهام یه جوری سخته... ندیدنشون یه جوری دیگه... نمیدونم چکار باید بکنم... خاطراتی شیرین... که هربار یادشون میافتم... زندگیم تعطیل میشه... برای همین از آخرین باری که از قزوین اومدم عکسهایش رو نگاه نکردم. تا بلاخره بعد گذشت دو هفته تونستم برم سراغشون... عکسها رو آپ کردم... راستش خودم از عکسها خوشم اومد ولی قضاوت باشما پس منتظر نظرات شما هستم با تشکر + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در چهارشنبه 1384/10/14 و ساعت
0:49 قبل از ظهر |
مرا چشمي است خون افشان زدست آن كمان ابرو جهان بس فتنه خواهد ديد ازآن چشم واز آن ابرو غلام چشم آن تركم كه درخواب خوش مستي نگارين گلشنش روي است ومشكين سايبان ابرو + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در دوشنبه 1384/10/12 و ساعت
1:57 بعد از ظهر |
سلام
بعضی ازمواقع بعضی از افرادرو میبینم که تا چه اندازه با خلوص وصفای ظاهری وباطنی دارند برای همنوعان وهموطنان خودشون تلاش میکنند.. به حالشون غبطه میخورم... ومیگم ای کاش منم میتونستم... میتونستم بهتر خدمت کنم... دوست دارم اسم همشون رو اینجا بنویسم ولی... به هر حال یکی از اونها سایت ایران قلم هستش که تلاش میکنه تا علم و هنر عکاسی رو به شیوه ای درست رواج بده... از این سایت و تمامی کسانی که به این گونه کار میکنند متشکرم. امیدوارم بیاری خدا موفق باشند. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/10/11 و ساعت
11:57 بعد از ظهر |
مقداری تاریخچه
عكاسي در اروپا متولد شد و در آمريكا به تكامل رسيد .(( ژوزف نيسفور ني ئپس)) افسر بازنشسته ارتش فرانسه ، اولين عكس دنيا را در سال 1882 به ثبت رساند. اساس ساختمان دوربين عكاسي اتاقك تاريك است. در ابتدا دوربين به صورت جعبه اي بود كه روي يكي از سطوح آن روزنه اي ريز ايجاد مي شد. نور از روزنه عبور مي كرد و تصويري نسبتا واضح ولي وارونه روي سطح مقابل تشكيل مي شد. نخستين بار چهار قرن پيش از ميلاد ، ارسطو با مشاهده تصوير خورشيد در مدت كسوف به آن اشاره نمود. در قرن 11 حسن ابن هيثم دانشمند مسلمان ، اتاقك تاريك را براي رصد ستاره ها به كار مي برد. + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در یکشنبه 1384/10/11 و ساعت
11:46 بعد از ظهر |
میلاد پیام آور صلح ودوستی حضرت مسیح(ع) بر همگان مبارک + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1384/10/03 و ساعت
2:10 بعد از ظهر |
دلم میخواست عشقم رانمیکشتند صفای آرزویم را - که چون خورشید تابان بود – می دیدند چنین ازشاخسار هستیم آسان نمی چیدند گل عشقی چنان شاداب راپرپرنمی کردند به باد نا مرادی ها نمی دادند به صدیاری نمی خواندند به صد خواری نمی راندند چنین تنها ، به صحرا های بی پایان اندوهم نمی بردند دلم می خواست: یکبار دگر اورا کنار خویش به یاد اولین دیدار در چشم سیاهش خیره می ماندم دلم یکبار دیگر همچو دیدار نخستین،پیش پایش دست وپا می زد شراب اولین لبخند در جام وجودم های وهو می کرد غم گرمش نهانگاه دلم راجستجو می کرد دلم می خواست: دست عشق – چون روز نخستین – مستی ام را زیرو رو می کرد! دلم می خواست یکباردگر پرستوهای مهرو دوستی پرواز می کردند به روی بام ها، ناقوس آزادی صدا می کرد... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1384/10/03 و ساعت
0:19 قبل از ظهر |
آخرین قطره های اشکم دوش
در دل گرم شب به یادت ریخت اولین بود وآخرین زیرا... عهد وپیوند ما شکست وگسیخت... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در شنبه 1384/10/03 و ساعت
0:9 قبل از ظهر |
درغروب غربت دل می نشینم روزها... شکوه ازاین زندگی پرتالم می کنم... + نوشته شده توسط محمدرضاطائب در جمعه 1384/10/02 و ساعت
11:2 بعد از ظهر |
|
|